ميرزا حسن حسينى فسايى

882

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

متأخرين و اهل اسلام به 9 آسمان كلى قائل شده‌اند كه هر يكى در جوف ديگرى مانند پرده‌هاى پياز باشد و آن‌كه 8 آسمان را فرا گرفته است فلك الافلاك است و اين فلك الافلاك در هر شبانه روزى يك دوره و اندكى بيشتر از مشرق به مغرب تمام كند و اين زيادتى براى حركت خاصه آفتاب است در هر شبانروزى از مغرب به جانب مشرق و آفتاب و ستارگان ديگر را از مشرق به مغرب رساند و حركت ساير آسمانها از مغرب به جانب مشرق باشد كه در اوقات مختلفه هريك دوره خود را تمام كند و از همه سريعتر حركت آسمان ماه باشد كه در 28 روز و چيزى يك دوره خود را به سر رساند و از نقطه‌هاى مفروضه بر سطح فلك الافلاك بعد از تمامى دوره چندين دايره بر آن سطح مرتسم گردد مگر از دو نقطه دو قطب آن فلك كه هميشه ساكن باشند و عظيمه آن دواير يعنى منطقه فلك الافلاك را دايرهء معدل النهار گويند « 1 » براى آنكه چون آفتاب به حركت خاصه خود به محاذات اين منطقه رسد مقدار شب در بيشتر از روى زمين برابر مقدار روز آن شب گردد مانند زمان رسيدن آفتاب به اول برج حمل و اول برج ميزان . و دو نقطه ساكن بر سطح فلك الافلاك را دو قطب معدل النهار يكى شمالى و ديگرى را جنوبى گويند و گويا هنگام گذاردن اين دو نام وقت طلوع آفتاب بود كه شخصى روبروى آفتاب ايستاده دست راست را به آفتاب دراز كرده ، دست چپ را بياويخت پس جانب دست چپ را شمال كه به معنى چپ است گفتند و جانب پهلوئى را كه دست را از آن برداشته به جانب آفتاب داشته بود جنوب گفتند و جنوب را از جنب به معنى پهلو گرفته‌اند و در كتاب لغت جنوب به معنى بادى كه از جانب قطب جنوبى بيايد نيز گفته‌اند و از دواير عظام منطقه زمين است كه آن را خط استوا گويند « 2 » براى آنكه مقدار شب و مقدار روز در بلاد واقعه بر خط استوا در تمام سال مساوى است و معنى استوا نزديك به معنى اعتدال است و خط استوا عظيمه‌اى بود متوهم بر سطح زمين داخل در سطح دايره معدل النهار . پس دو قطب آن محاذى دو قطب معدل النهار باشد و از دواير عظام ، دايرهء افق « 3 » است و آن عظيمه‌اى باشد متوهم بر سطح فلك الافلاك كه دو قطب آن بر دو جانب سر و پاى آدمى بود لا محاله نيمه‌اى از آسمان را پيدا و نيمه‌اى را پنهان دارد و البته دايره افق دايره معدل النهار و خط استوا را در دو نقطه تلاقى كند : آنكه در جانب مشرق باشد نقطه مشرق و مشرق اعتدال و آنكه در جانب مغرب ، نقطه مغرب و مغرب اعتدال گويند و خطى كه اين دو نقطه را به هم پيوندد خط مغرب و مشرق باشد « 4 » و از دواير عظام دايرهء نصف النهار « 5 » است و آن عظيمه‌اى باشد بر سطح فلك الافلاك كه از دو قطب معدل النهار و دو قطب افق گذشته ، نيمه‌اى از آسمان را مشرقى و نيمه‌اى را مغربى كند و البته دايره افق را در دو نقطه تلاقى كند : آنكه در جانب شمال باشد نقطه شمال و آنكه در جانب جنوب بود نقطه جنوب باشد و خطى كه اين دو نقطه را به هم پيوندد خط نصف النهار بود و دو قطب دايرهء نصف النهار ، دو نقطه مشرق و مغرب باشد و از دواير عظام

--> ( 1 ) . ر ك : جام جم ، ص 58 و 59 ، دهخدا : ( د - داعى صغير ) . ( 2 ) . ر ك : جام جم ، ص 60 . ( 3 ) . ر ك : جام جم ، ص 60 و 64 . ( 4 ) . ر ك : جام جم ، ص 62 و 67 . ( 5 ) . ر ك : كشاف اصطلاحات الفنون ، دهخدا ، غياث .